A wide view into the world of photography

Thursday, January 11, 2007

چرا شب یلدا ؟ (2) ا
سلام
باز هم با عرض پوزش از اینکه مدتی به دلیل گرفتاری کمتر فرصت سر زدن به سایت رو داشتم .
همینطور تشکر فراوان از دوستانی که از من برای بازی شب یلدا دعوت کردند . راستش هر باری که خواستم وارد این بازی بشوم و چیزی بنویسم هیچی برای نوشتن به ذهنم نمیرسید .
البته این موضوع حمل بر این نشه که فلانی چقدر بچه مثبت بوده و چیزی نداره که بنویسه ها ! نه !
بیشتر از این جهته که دارم فکر میکنم چیزی به خاطرم بیاد که قابلیت انتشار داشته باشه .
حالا با توجه به اینکه دوستان نوشته بودند این بازی میتواند تا شب یلدای سال بعد ادامه داشته باشد ! انشاا...در فرصتی دیگر به این مطلب خواهم پرداخت .

_____________________________________
اما ادامه مطلب در مورد شب یلدا .....
( ضمنآ دوستانی پرسیده بودند که این مطلب چه ربطی به عکاسی دارد ؟ در اینجا رسمآ اعلام میکنم که این مطلب هیچ ارتباط منطقی با عکاسی ندارد و صرفآ یک بحث نجومی است . دوستانی که علاقه چندانی ندارند از خواندن ادامه مطلب جدآ خودداری فرمایند )

در قسمت قبل تا اینجا رسیدیم که دایرةالبروج و استوای سماوی را معرفی کردیم و نسبت آنها را هم در آسمان شناختیم و دانستیم که محدوده هرکدام در آسمان بسته به محل ناظر بر روی زمین چگونه تغییر میکند .
اما خورشید که بر روی دایرةالبروج حرکت میکند در حقیقت در طی یک سال شش ماه در بالای استوای سماوی و شش ماه پایین استوای سماوی قرار دارد و دوبار هم در طول سال بر استوا منطبق میشود ( اول فروردین و اول مهر ماه )

پس بنا بر این در روزهای اول فروردین و اول مهر حداکثر ارتفاع خورشید در هر مکان درست معادل ارتفاع استوای آسمان در آن منطقه است مثلآ این عدد در تهران تقریبآ 55 درجه است .
اما بعد از شروع سال و گذشت زمان خورشید کم کم از استوا – به سمت شمال – فاصله میگیرد و بنا بر این حد اکثر ارتفاع خورشید از ارتفاع استوای سماوی بیشتر میشود .
این روند تا روز یکم تیر ماه که خورشید به بیشترین فاصله شمالی از استوا میرسد ادامه می یابد . در این تاریخ ارتفاع خورشید برابر خواهد بود با : ارتفاع استوای سماوی + 23.5
( مثلآ برای تهران : 78.5= 23.5 + 55 )

پس خورشید در یکم تیر در تهران ارتفاعی معادل 78.5 درجه خواهد داشت ( توجه کنید که خورشید در هیچ روز و هیچ ساعتی به بالای سر و ارتفاع 90 درجه نخواهد رسید )
این موضوع باعث میشود تا در این روز خورشید مسیر بلند تری را از طلوع تا غروب طی کند .
در حقیقت در یکم تیر خورشید بلند ترین مسیر ممکن را در آسمان طی میکند و لذا زمان بیشتری را در بالای افق قرار دارد و بنا بر این طول روز به بلند ترین حد خود میرسد .
یکم تیر ماه بلند ترین روز و طبیعتآ کوتاهترین شب سال است

اما در شب یلدا درست موضوع عکس میشود . در این روز ( یکم دی ماه ) خورشید به بیشترین فاصله جنوبی از استوای آسمان میرسد و در نتیجه ارتفاع خورشید به کمترین حد خود در طول سال میرسد ( 31.5 = 23.5-55)
در روز یکم دی ماه ( به قول ما شب یلدا ) خورشید به کمترین ارتفاع ممکن خود میرسد . ( این عدد برای تهران 31.5 درجه است )
بنا بر این در این تاریخ خورشید کوتاهترین مسیر خود را از طلوع تا غروب طی میکند و لذا کوتاهترین فاصله زمانی بین طلوع تا غروب در این تاریخ است ( کوتاهترین روز )
بدیهی است که وقتی در یک شبانه روز کوتاهرین روز سال اتفاق بیفتد بلند ترین شب سال نیز خواهد بود .
و آن بهانه ای برای ماست که دور هم جمع شویم و به گفتگو و شب زنده داری مشغول شویم .
به نظر شما چرا ما ایرانیان برای بلند ترین شب سال چنین برنامه هایی داریم ولی یکم تیر که بلند ترین روز سال است برای ما هیچ اهمیتی ندارد ؟؟!
Friday, December 22, 2006

چرا شب یلدا ؟

سلام
راستش دوست داشتم در شب یلدا مطلبی را به مناسبت این شب تقدیم دوستان کنم ولی متآسفانه کمبود وقت این اجازه را نداد و حالا با یک شب تآخیر این مطلب را مینویسم
همیشه همه ما در سالیان مختلف درباره آداب و رسوم و آیین های ویژه شب یلدا مطالب زیادی دیده و شنیده ایم و این شب که بلند ترین شب سال است همواره برای ایرانیان دارای جایگاه ویژه ای بوده است
اما شخصآ کمتر کسی را دیده ام که بداند اصولآ از نظر علمی چرا شب یلدا طولانی ترین شب سال است و مقدار تفاوت آن با سایر شبهای سال چقدر است . یا مثلآ در عید نوروز اکثر مردم بدون اینکه بدانند که در لحظه تحویل سال دقیقآ چه اتفاقی روی میدهد فقط به جنبه جشن و شادمانی آن می پردازند
به طور کلی تقویم هجری شمسی دقیقترین و کاملترین تقویمی است که بشر تا کنون ایجاد کرده است و این تقویم یکی از افتخارات مهم ایرانیان به شمار میرود . شایسته آن است که
در چنین حالی بدانیم که چرا باید به تقویمی که از آن استفاده میکنیم افتخار کنیم
در این مقاله سعی میکنم در حدی کاملآ ساده به بیان علمی برخی موارد در خصوص تقویم شمسی و از جمله شب یلدا بپردازم -
قبل از شروع بحث اصلی یاد آوری چند نکته در خصوص وضعیت کره زمین در فضا ضروری به نظر میرسد
همانطور که میدانید کره زمین که یکی از هشت سیاره منظومه شمسی است ( حتمآ یادتان هست که چند ماه پیش سیاره پولوتو به دلیل ابعاد کوچکش از مقام سیارگی ! خلع شد )
تمام سیارات و از جمله زمین در مداری بیضی شکل به دور خورشید در حال حرکتند و خورشید به عنوان مرکز گردش بر روی یکی از دو کانون بیضی قرار دارد وطبیعتآ در چنین حالتی زمین در مسیر گردشش به دور خورشید گاهی به آن نزدیکتر و گاهی از آن دورتر میشود
البته بر خلاف تصور اکثر مردم این دوری و نزدیکی هیچ ربطی به ایجاد سرما و گرما و پیدایش فصول ندارد و جالب اینجاست که وقتی زمین در نزدیکترین فاصله از خورشید قرار دارد برای ما فصل زمستان است و وقتی زمین به دورترین فاصله اش از خورشید میرسد برای ما فصل تابستان خواهد بود
اما همچنان که میدانید دلیل پیدایش فصول بر روی کره زمین این است که محور چرخش زمین به دور خودش ( محور حرکت وضعی ) بر صفحه منظومه شمسی ( استوای خورشید ) عمود نیست و نسبت به خط عمود 5/23 درجه انحراف دارد و این انحراف 5/23درجه ای باعث تغییر در زاویه تابش خورشید و به تبع آن تغییر در دمای کره زمین است .
اما چگونه ؟
برای بیان ادامه مطلب لازمست به موضوع کره آسمان هم اشاره ای داشته باشم .
کلودیو بطلمیوس منجم شهیر یونانی تصور میکرد که کره زمین در مرکز عالم قرار دارد و همه سیارات و ماه و خورشید در مدارهای جداگانه ای بدور آن میگردند
همچنین اعتقاد داشت که کره ای وجود دارد به نام " کره آسمان " که به شعاع بینهایت دور تا دور زمین را فرا گرفته است و تمام ستارگان بر روی سطح داخلی این کره چسبیده شده اند و همراه با کره آسمان به دور زمین حرکت میکنند
البته در نادرستی فرضیه کره آسمان شکی نیست . اما اگر بخواهیم درک درستی از حرکت اجرام آسمانی داشته باشیم بد نیست که این فرضیه را موقتآ بپذیریم و سپس ببینیم که اجرامی که فرض کردیم بر روی کره آسمان چسبیده شده اند چگونه حرکت میکنند
قبلآ در دروس جغرافی دوره ابتدایی و راهنمایی با شکل کره زمین و نحوه تقسیمات فرضی که بر روی آن انجام میشود آشنا شده اید
استوا : خط فرضی که زمین را به دو نیمکره مساوی شمالی و جنوبی تقسیم میکند
مدار : خطوط فرضی که به موازات استوا رسم میشوند و زمین را به دو نیمکره نا مساوی شمالی و جنوبی تقسیم میکنند ( بزرگترین مدار بر روی زمین استوا است )
اما منجمان سعی کردند که این تقسیم بندی ها را بر روی کره آسمان هم پیاده کنند تا با استفاده از آنها بتوانند حرکت اجرام را بهتر توضیح بدهند
استوای آسمان ( استوای سماوی ) : خطی فرضی بر روی کره آسمان که درست در امتداد صفحه استوای زمین رسم میشود و طبیعتآ کره آسمان را به دو نیمکره مساوی شمالی و جنوبی تقسیم میکند
نکته : نا درست است اگر تصور کنیم که وقتی ما بر روی نیمکره شمالی زمین هستیم فقط میتوانیم نیمکره شمالی آسمان را ببینیم ! ما میتوانیم تمام نیمکره شمالی به اضافه قسمتی از نیمکره جنوبی آسمان را ببینیم . و اگر بر روی استوای زمین باشیم میتوانیم کل دو نیمکره آسمان را به طور کامل ببینیم .
اما چیزی که در این بین جذابیت کار را بیشتر میکند اینست که بدانیم ما ( کره زمین ) سالی یکبار به دور خورشید حرکت میکنیم !
با توجه به نسبی بودن حرکت میتوانیم در ادامه تصورات خود ! فرض کنیم که زمین ثابت است و این خورشید است که سالی یکبار به دور ما میچرخد !
در چنین حالی طبیعتآ خورشید میبایستی در طی یکسال که قرار است دور زمین بچرخد مسیر مشخصی را بر روی کره آسمان طی کند .
دایرة البروج : مسیر ظاهری حرکت خورشید در طی یکسال بر روی کره آسمان
یعنی اینکه وقتی ما ( کره زمین ) در طی یکسال به دور خورشید حرکت میکنیم اینطور میبینیم که خورشید در طی یکسال ذر مسیر مشخصی یکدور به دور زمین چرخیده است .
اما نکته جالب اینجاست که بفهمیم اصولآ استوای آسمان و دایرة البروج چه نسبتی با هم دارند ؟
قطعآ اگر محور چرخش زمین آن انحراف 5/23 درجه ای را نمیداشت دایرةالبروج تمامآ بر روی استوا قرار میگرفت و این دو خط فرضی بر هم منطبق میشدند و در چنین حالتی خورشید درست در طی سال بر روی استوای آسمان حرکت میکرد
اما حالا زمین کج است . این کجی زمین باعث میشود که خورشید در یک حرکت نوسانی سینوسی گاهی بالا و گاهی پایین استوای آسمان حرکت کند( طبیعتآ گاهی هم استوای آسمان را قطع میکند) و دامنه این نوسان هم درست به مقدار کجی زمین است . یعنی 5/23 درجه
( ای کاش میشد این موضوع را با شکل مناسبی همراه کنم . اما متآسفانه شکل مورد نظرم را در اینترنت پیدا نکردم )
اما برای یافتن محل دایرةالبروج ظاهرآ به دانستن محل استوای آسمان وابسته ایم . حد اکثر ارتفاع استوای آسمان در هر منطقه از این رابطه بدست می آید ( عرض جغرافیایی ناظر - 90= حد اکثر ارتفاع استوای آسمان ) البته هرچند اثبات این رابطه بسیار ساده است ولی برای جلوگیری از اطاله کلام عرض نمیکنم .
یک نکته در باره ارتفاع : اگر جسمی را در افق ببینیم ارتفاع آن صفر و اگر در بالای سر ( سمت الراس ) ببینیم ارتفاع آن 90 است
پس بنا بر رابطه بالا برای مثال ارتفاع استوای آسمان در تهران ( عرض جغرافیایی 35 درجه ) عبارت است از 55= 35 - 90
یعنی اینکه در تهران استوای آسمان 55 درجه از افق جنوبی ارتفاع دارد .
خب تا اینجای بحث فکر میکنم هم شما از خواندن خسته شده اید و هم من از نوشتن .
هرچند تمام آنچه گفتم مقدمه مطلب بود ولی به درازا کشیده شد
انشاا... در پست بعدی به شرح مفصل درباره دلیل طولانی بودن شب یلدا و همچنین سایر موارد در تقویم شمسی ( و احتمالآ مقایسه آن با سایر تقویمها ) میپردازم
ارادتمند
سید مصطفی امام